افکار پریشان
پریشانتر ز موهای تو ای دلبر که خندانی
ادامه با شما در قسمت نظرات
پریشانتر ز موهای تو ای دلبر که خندانی
ادامه با شما در قسمت نظرات
در شعر وزن عبارت است از یکسانی آواها بین مصرع اول و دوم بدین ترتیب که تعداد کلمات مصرع اول و دوم بایستی متناسب باشند به عبارت دیگر کلمات مصرع اول و دوم باید برابر باشند
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است
وزنهای بکار رفته در شعر نیز با سبک و شیوه خاص نامگذاری شده اند که به صورت مستقل و با مثال آورده خواهد شد
نوکر و کلفت خوشگل
دیدم زن و شـــــــوهری که بودند باهم به فسونـــــــــگری برابر
شــــــــوهر همه در قفای زن بود زن در پـــــــی رد پای شوهر
یکـــــــوقت شدند این زن و شوی محتاج به کلفـــــت و به نوکر
زن رفت و ز ترس شــوهر آورد یک کلفت پیــر و زشت منظر
شد روز به آخر و شبانــــــــــگاه چون شوهر وی در آمد از در
گفتـــــا که نصیــب ما شد امروز یک کلــــــــفت کاری هنرور
شــوهر به خیــــال اینکه کلفـــت زیبا صنمـــی است سیم پیکر
او ر ا به بهـــــــانه ای صدا کرد تا بنگـــــــردش ز پای تا سر
نـا گــه نــــگاه او بـیـفـــــــــــــتاد بر روی عجوزه ای چو عنتر
زان منـظره ای که دـید فی الحال رو کرد به زوجه فســــــونگر
گفت ای زن بی سلیقه این کیست با این رخ زشت وحشــــت آور
زن گفت سلیقـــــــه من این است گر هست سلیقه تو بهـــــــــــتر
حالا که به نوکریم محتــــــــــاج رو نوکر خوشگلی بیــــــــاور
|
دید دنیا چو دختر بکری |
عارفی شد به خواب در فکری |
|
بکر چونی باین همه شوهر |
کرد از وی سوال کی دختر |
|
که مرا هر که مرد بود نخواست |
گفت دنیا که با تو گویم راست |
|
این بکارت از این بجاست مرا |
هر که نامرد بود خواست مرا |
|
رو به سویش مکن در این دوران |
باش از این زن همیشه سر گردان |
|
تا که نامردی ات نگردد فاش |
خواستگارش مشو گریزان باش |
|
اندوه زمانه در دل اندوخت |
گویند مرا چو زاد مادر |
|
ناچار اثاث خانه بفروخت |
بیچاره برای خرج ماما |
|
بهر تن من لباس نو دوخت |
ازچادر کهنه سر خویش |
|
تا صبح چراغ ما نمی سوخت |
با این همه چاه نفت آن شب |
|
از آتش فقر مشعل افروخت |
بر چهر پدر ز شرم مادر |
|
بر من هنر گدائی آموخت |
بدبخت بجای کسب دانش |
|
هم دارم و هم ندارمش دوست |
پس ذلت من ز غفلت اوست |
کشکول طبسی
همکاری شما عزیزان موجب خوشحالی و پیشاپیش تشکر می شود
نوشته ممکن است به به صورت دیده شود
۱) نثر ۲) نظم
نظم (شعر ) به نوشته ای گفته می شود که دارای وزن و قافیه و ردیف و نوع و آهنگ و سبک باشد
که در مورد هریک بطور مختصر اشاره خواهد شد.
گفت به به از این هــــوای شیراز این دلبر و این کرشمه و ناز
ایـن آب روان و داخلــــــش غـــاز این سیـنه سیمـبـر و رخ باز
دنیـــــا نبــــــود مثــــال شیــــراز دلبـــــر نبـــــود مثـال شهناز
این صورت خوش صدای آن ساز هر کس شنود دلش شود باز